توضيحات:
نظرية پوپر بر مبناي نقدگرايي شكل گرفته است. او پايهايترين عنصر عقلانيت را انتقاد ميداند. با اين نگرش، نظريهاي معقول است كه در برابر انتقادها مقاومت كند. پوپر معتقد است، همه چيز حتي امور اخلاقي، اجتماعي و سياسي بايد نقادي شود. اين فلسفه پيامدهاي مثبت بسياري در مباحث معرفتشناسي دارد. براي نمونه، نفي حجيت مشاهده و حس، سنتگريزي، تشجيع در نظريه پردازي و … البته با اين وجود انتقاداتي نيز بر اين نظريه وارد است. نخست اين كه پوپر با وجود اصرار بر واقعگرايي، در تفسير آن اطمينان را سلب ميكند؛ زيرا او ميگويد راه اثبات معتبري براي واقعيت وجود ندارد. در اصل تلاش براي برهاني كردن واقعيت، رويكردي اشتباه به مسئلهاي بديهي است. از طرف ديگر، در اين روش معياري براي حقيقت وجود ندارد. با اين ديد مفاهيم بديهي نظير؛ نزديكي به واقعيت و دوري از آن، معناي خود را از دست ميدهند. اين كتاب با معرفي اجمالي انديشة پوپر، پيامدها و برخي انتقادهاي وارد بر آن را بررسي مينمايد.